سیبنا: برخی کارشناسان مسائل اقتصادی می گویند با کاهش قدرت رقابت اقتصادی چین در سال های آینده ،بی توازنی ها در اقتصاد جهانی ظاهر خواهد شد.
به گزارش نشریه لکسپانسیون ، بی توازن های تجاری در عرصه جهانی در حال بازگشت است ، زیرا بحران مالی بین المللی کشورهای بزرگ غربی را مجبور کرد تا وارادت خود را نسبت به گذشته کاهش دهند و کشوری چون چین نیز مجبور شد که صادرات خود را کاهش دهد. نتیجه آن شد که بی توازنی ها در عرصه اقتصاد جهانی کاهش یابد.
در سایه بحران مالی بین المللی بودکه بی توازنی های تجاری در جهان کاهش یافت ، علت این امر نیز آن بود که کشورهای دارای کسری بودجه به یکباره متوجه شدند که نیازشان به تامین مالی به طور قابل توجهی کاهش یافته است و کشورهای دارای مازاد تجاری نیز دیدند که مازاد تجاری شان در حال کاهش است.
در آمریکا به عنوان مثال، کسری عمومی از شش درصد تولید ناخالص داخلی در سال دو هزار و شش به نزدیک چهار درصد در امسال رسید.
در چین نیز مازاد تجاری اش در فاصله سالهای دو هزار و هفت تا دو هزار و نه به نصف کاهش یافت و از یازده و سه دهم درصد به پنج و هشت دهم درصد کل تولید ناخالص داخلی این کشور رسید.
در واقع ما در فاصله این سالها با بازگشت توازن تجاری در عرصه اقتصادی جهان مواجه شدیم. این بازگشت توازن نیز کاملا حالت منطقی داشت ، زیرا با وقوع بحران مالی بین المللی ، تقاضای نهایی در کشورهای بزرگ وارد کننده کاهش یافت.
مسئله ای که در این جا وجود دارد این است که در چه حالتی بی توازنی ها در عرصه تجارت جهانی با از سرگیری مبادلات تجاری از بین خواهد رفت. پاسخ به این سئوال متاسفانه زیاد دلگرم کننده نیست. زیرا نتیجه تحقیقی که موسسه نومورا انجام داده است نشان می دهد که تنها بخش ناچیزی از بی توازنی ها در عرصه تجارت جهانی یعنی تنها سی درصد به طور پایدار کاهش یافته است.
به عبارت دیگر، انتظار می رود که اقتصاد جهانی در سال 2010 به همان وضعی برگردد که در سال دو هزار و چهار وجود داشت. اتفاقا در همین سال، صندوق بین المللی پول و دیگر نهادهای مالی بزرگ بین المللی جهان نیز خواستار متوازن شدن دوباره حجم مبادلات در عرصه جهان شده بودند.
مسئله ناگواری که در این باره وجود دارد این است که شک و تردید های زیادی در این باره وجود دارد . به عنوان مثال ، اگر قیمت مواد اولیه افزایش می یابد ، فاصله های ترازهای جاری نیز به نوبه خود افزایش خواهد یافت.
همچنین ، اگر بانک مرکزی آمریکا نرخ بهره خود را به مدت طولانی در پایین ترین حد خود نگه می دارد ، این خطر نیز وجود دارد که آمریکا با همان بدبیاری هایی مواجه شود که در گذاشته مواجه شده بود. به عبارت بهتر، هرچه میزان مصرف در این کشور بیشتر باشد در عوض میزان صادرات چین افزایش می یابد.
تنها خبری خوبی که در عرصه تراز تجاری جهان وجود دارد این است که به نظر می رسد چرخشی در عرصه اقتصادی در چین در حال انجام باشد و آن این است که هزینه های سرمایه گذاری در این کشور نیز اکنون مانند کشورهای غربی به ویژه در بخش زیر ساخت ها و طرح های عمرانی در حال افزایش است. همزمان با آن میزان پس انداز مردم نیز در حال کاهش است.
علت این کاهش پس انداز نیز کاملا مشخص است و آن این است که نظام بیمه های اجتماعی در چین طی سالهای اخیر توسعه پیدا کرده است و در نتیجه حقوق کارمندان وکارگران نیز به واسطه آن کاهش یافته است. این دو گرایش به طور خود به خود باعث خواهد شد که مازاد تجاری این کشور نیز در سال های آینده کاهش یابد. به ویژه آنکه اگر ارزش یورو در مقابل دلار نیز افزایش یابد که این روندبیش از پیش تسریع خواهد شد. اما با همه این تفاصیل ، هنوز زمان زیادی وقت لازم است که ما شاهد چینی باشیم که قدرت رقابتی آن کاهش یافته باشد.